كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

714

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قالَ گفت ابراهيم ع لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ به خداى كه بوديد شما وَ آباؤُكُمْ و پدران شما فِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى روشن و خطاى آشكارا قالُوا گفتند نمروديان از روى تعجب أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ آيا آوردى بما اين سخن را به راستى و جدّ أَمْ أَنْتَ يا تو مِنَ اللَّاعِبِينَ از بازىكنندگانى كه بر سبيل ملاعبه و مطايبه سخن مىگوئى استبعاد كردند از تضليل خود و تجهيل آباى خود قالَ گفت ابراهيم ع بَلْ نيستم بازىكننده بلكه رَبُّكُمْ آفريدگار شما رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آفريدگار آسمان و زمين است الَّذِي فَطَرَهُنَّ آنكه او آفريد آسمان و زمين يا تماثيل شما را وَ أَنَا عَلى ذلِكُمْ و من بر آنچه پروردگار من و شما است مِنَ الشَّاهِدِينَ از گواهانم يعنى از روى تحقيق اداى شهادت مىنمايم آورده‌اند كه نمروديان روز عيدى داشتند كه در ان روز بصحرا رفتندى و تا آخر روز تماشا كردندى و در بازگشتن به بتخانه درآمده و بتان را بياراسته به زمزمها بنواختندى آنگه سر بر زمين نهاده و رسم پرستش بجاى آورده به خانهاى خود بازگشتندى چو ابراهيم ع با جمعى از ايشان در باب تماثيل مناظره فرموده گفتند فردا عيد ماست بيرون آى تا ببينى كه دين و آئين ما چه زيبا است ابراهيم ع بلا و نعم جواب ايشان نه‌گفت و روز ديگر كه مىرفتند خواستند كه او را ببرند بهانه بيمارى پيش آورد فقال انى سقيم ايشان دست ازو بازداشته برفتند ابراهيم ع پنهان از ايشان فرمود كه وَ تَاللَّهِ و به خداى سوگند كه من لَأَكِيدَنَّ هر آئينه تدبير كنم و جهد نمايم تا بشكنم أَصْنامَكُمْ بتان شما را بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا بعد از آنكه روى بگردانيد از ايشان يعنى برويد به عيدگاه و باشيد مُدْبِرِينَ پشت بر ايشان كنندگان يعنى وقتى كه بتان را بگذاريد و به تماشاگاه خود رويد يكى از ان جمع اين سخن را بشنيد و با كس نه‌گفت اما چون قوم برفتند حضرت خليل جليل عليه السلام تبرى برداشته به بتخانه درآمد فَجَعَلَهُمْ پس گردانيد بتان را به زخم تير جُذاذاً پاره پاره إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ مگر بزرگى كه آن اصنام را بود يعنى بت بزرگ‌تر را نشكست بلكه تبر را بر گردن او نهاده بيرون آمد لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ شايد كه قوم نمرود به آن بت بزرگ‌تر يَرْجِعُونَ بازگردند يعنى به دو رجوع كرده ازو بپرسند كه شكننده بتان كيست چه از شان معبود آنست كه در حل مشكلات رجوع به دو كنند و غرض ابراهيم عليه السلام ازين عمل تبكيت قوم بود و گفته‌اند ضمير اليه راجع بابراهيم ع است يعنى وى بتان را بشكست تا شايد كه رجوع به دو كنند و او عجز بتان به حجت قاطع بر ايشان ثابت كند القصه چون نمروديان آخر روز به بتخانه درآمدند از وقوع آن صورت متحير شده قالُوا مَنْ فَعَلَ گفتند كه كرده است هذا اين فعل بِآلِهَتِنا با خدايان ما و ايشان را در هم شكسته است إِنَّهُ به درستى كه او لَمِنَ الظَّالِمِينَ هر آئينه از ستمكارانست بر الهه چه ايشان را تعظيم مىبايد كرد و او اهانت كرده يا از ظالمانست بر نفس خود كه بدين عمل خود را در ورطه هلاك افگنده است نمرود و قوم او در تفحص افتاده خواستند كه بت‌شكن را پيدا سازند آن‌كس كه كلمات تاللّه لاكيدن اصنامكم از ابراهيم ع شنيده بود با ديگرى گفت و زبان به زبان فى الحال به امراى نمرود رسيد .